حتی ستاره ها هم در دل شب
با تمام روشنی بخواب میروند
دلم صبر کن!
بگذار چشمانت باز بمانند
کسی با چشم بسته ستاره نمی شمرد...
اگر که می بینی من چشم بسته م
برای ندیدن تو نیست
می دانی که با اهل آسمان قهرم
برای همین رو به زمینیان نمی کنم...
دلم صبر کن!
کاشف کهکشان منم
کسی میان منظومه می فهمد تو را
کسی میان شب، نمی خوابد
مثل او که کنارت یک لحظه چشم از تو برنداشته
و شاید عاشق تر از من دیگر دلش دنبال دستان تو نیست
دنیا همین جورش قشنگ است...
دستت را بمن بده دلم !
دوست داری شبها به کوه بزنیم ؟ یا به کهکشان برویم؟
اینجاست که با تو به خیالم به سفر می روم
همسفر تخیلات من !
اکنون کجای آغوش همسرت هستی؟
در هزاره های هنوز هر وقت حوصله ام می گیرد
با خود به قرن بعد می برم تو را
در قلبم چه قشنگ بیداری
ستاره ی سکوت !
سردم شده ...
صبح با صورت تو صدایم می زند .
"آژده"